اشعار وفات همسر

شعر در مورد مرگ همسر جوان

.

شعر در مورد مرگ همسر جوان

رفتی و از رفتنت

قلبم شکست

دیده و دل از غمت

در خون نشست

⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد مرگ همسر

رفتی ز دیده و داغت به دل ماست هنوز

هر کجا می نگرم روی تو پیداست هنوز

آنقدر مهر و وفا بر همگان کردی تو

نام نیکت همه جا ورد زبان هاست هنوز

⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔

شعری در مورد مرگ همسر جوان

باورم نیست که دیگر نشنوم آوای تو

یا نبینم روی ماه و قامت زیبای تو

سالها سنگ صبورم بودی و هم صحبتم

بی تو رنگ یأس دارد منزل و مأوای تو

⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد فوت همسر

گل من

شد فصل بهار و شدم از غصه هلاک

دارم جگری کباب و چشمی نمناک

گلها همه سر ز خاک بیرون کردند

الا گل من که سر فرو برده به خاک

⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد همسر فوت شده

به یاد شمع رویت همچنان پروانه میسوزم

تورفتی من به جایت اندرین کاشانه میسوزم

 گهی آیم کنار قبر تو با دیده گریان

گهی از مهربانی های تو در خانه میسوزم

شعر درباره فوت همسر

آتش هجران تو همچون سپندم می کند

پر ز ناله همچو نی بند بندم می کند

داغ سنگینی که بر دل دارم از هجران تو

تا قیامت بر غم تو پای بندم می کند

⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔

شعر درباره مرگ همسر

امروز اومده بود دیدنم

با یه نگاه مهربون

همون نگاهی

که سالها آرزوشو داشتمو ازم دریغ میکرد

گریه کرد

 

و گفت دلش  واسم تنگ شده

وقتی رفت سنگ قبرم

از اشکاش خیس شده بود

⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔

شعری در مورد مرگ همسر

خوشا آن کس که نیکی حاصل اوست

پیاپی عشق یزدان در دل اوست

خوشا آن کس که بعد ترک دنیا

بهشت جاودانی منزل اوست

⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد سالگرد فوت همسر

بعد پرپر شدنت ای گل زیبا چه کنم

⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔

من به داغ تو جوان رفته ز دنیا چه کنم

بهر هر درد دوائیست به جز داغ جوان

من به دردی که بر او نیست مداوا چه کنم

⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔

شعر ترکی در مورد فوت همسر

گفتم که

فراق تو نبینم

دیدم

آمد به سرم

هر آنچه میترسیدم

⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔

شعر درباره همسر فوت شده

ازغم مرگ توای سروخرامان چکنم

بهرپژمردنت ای نوگل خندان چکنم

داغ جانسوزتوافکنده شرربرجگرم

بادل سوخته وآتش هجران چکنم

بیشتر بخوانید : شعر در مورد صمیمیت ، خانواده و صندلی و صفا و دوست و رفیق صمیمی

شعر در مورد مرگ همسر جوان

شب است و آسمان را غم گرفته

سکوتم با نگاهش دم گرفته

شب است و کهکشانی در کنارم

ولی از دوریت من بیقرارم

⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد مرگ همسر

از آبشار پرسیدم کیستی ؟

گفت اشک کوه

گفتم از چه می نالی؟

گفت از جدایی همسر !

⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔

شعری در مورد مرگ همسر جوان

من جوان بودم عزیزان اینچنین پرپر شدم

غنچه بودم لاله بودم اینچنین پرپر شدم

من جوان بودم قد وبالای رعنا داشتم

صورتی چون ماه تابان روی زیبا داشتم

بیشتر بخوانید : شعر در مورد صلیب ، متن و اشعار زیبا در مورد صلیب سرخ

شعر در مورد فوت همسر

مرگ تو را چو داد گردون خبرم

خبرت نیست که یک باره چه آمد به سرم

کاش با قیمت جان، عمر تو می‌شد ممکن

تا دهم جانی و از بهر تو عمری بخرم

ز هجران تو پرپر می زند دل

ز دل تنگی به هر در می زند دل

چو بلبل در فراق رویت ای گل

به دیوار قفس سرمیزند دل

⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔

 

شعری در مورد مرگ همسر جوان

یاد روزهای بودن همسر را

عزیز می‌داریم و لحظه‌های سنگینی هجران او را

به سوگ می‌نشینیم باشد که در نظرت افتد

همسرم با این حال که کنارم نیستی

ولی بازم سال نو رو بهت تبریک میگم

⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔

 

شعر مرگ همسر جوان

امروز اومده بود دیدنم

با یه نگاه مهربون

همون نگاهی که

سالها آرزوشو داشتمو ازم دریغ میکرد

گریه کرد و گفت دلش واسم تنگ شده

وقتی رفت سنگ قبرم

از اشکاش خیس شده بود

⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔

 

شعر برای مرگ همسر جوان

این گنج نهان در دل خانه همسر بود

هم بال و پرم بود و همی تاج سرم بود

هرجا که زمن نام و نشانی طلبیدند

هم نام بلندش سند معتبرم بود

⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔

 

شعر مرگ جوان

گوهر از خاک بر آرند و عزیزش دارند

بخت بد بین که

فلک گوهر ما برده به خاک

خدایا چرا عشقمو ازم گرفتی

۱. حافظ (نماد وفاداری و انتظار)

در ازل پرتو حسنت ز تجلی دم زد / عشق پیدا شد و آتش به همه عالم زد
جلوۀ تو نمودم و شُکرِ لبِ تو گفتم / ز آن زمان، دل به تو دادم و اهل جهان گَزدم

۲. سعدی (اشارۀ به بی‌قراری پس از فراق)

چون تو رفتی، چه شود چشمِ شب‌بیدار مرا؟
چونک جان برفت، چه باشد تنِ بیمار مرا؟

۳. مولوی (پیوند ناگسستنی)

روح و جانم همه در بندِ غم تو شد اسیر
چشمِ مستت به یکی لحظه رَهَانَد مرا
یا
ای عاشقان، ای عاشقان، من دیگِران شده‌ام
من با دگر کسی دگر، دیگِران شده‌ام

۴. بیتی کوتاه و گویا

رفتی و من ماندم و تنهایی / ای کاش می‌بردی مرا هم با خودی

---

دسته دو: شعر نوی کوتاه و تأثیرگذار

۱. از سهراب سپهری (با حال و هوای آرامش و وصل)

به سراغ من اگر می‌آیید / نرم و آهسته بیایید
مبادا که ترک برَدْ / چینی نازکِ تنهایی من
(این شعر حسِ انتظار لطیف برای دیدار دوباره را می‌رساند.)

۲. از فروغ فرخزاد (با مفهوم عشقِ فراتر از مرزها)

ای همه هستیِ من، آیه‌ی نجاتم باش
در قفسِ سینه، پرنده‌ی اضطرابم باش
رفتی و تنها شد این خانه، ولی هر شب
با صدای پایت، بیدار می‌شوم هنوز

۳. شعری کوتاه و ساده

تو رفتی
و فصل‌ها
برای من
همه یکی شد:
همیشه زمستان

۴. شعری با مفهوم همسفر بودن

پایانِ راه نبود،
ایستادنی کوتاه بود؛
من در این ایستگاه
می‌مانم
تا قطارِ زندگی
دوباره
بیاید
و با هم
به مسیر ادامه دهیم.

---

دسته سه: اشعار عامیانه و دلنشین

۱.

دست در دست تو عمری گذراندیم شاد / تا نرسیدیم به پایانِ کوچه، شدی یاد
منتظرت می‌مانم، آخرِ همان کوچه / تا بیایی و برویم به ادامهٔ راه

۲.

همه می‌گویند: "رفته!" / من نمی‌گویم، که هست
در نفس‌های شبانه‌ام / در تبِ هر یادت

---

دسته چهار: عبارات کوتاه و ماندگار (اگر فضای کمی دارید)

· "رفتی و نیمی از جانم را با خود بردی. نیمۀ دیگر، چشم به راهت ماند."
· "عمری با هم بودیم، ابدیت را تنها می‌روم تا دوباره به تو برسم."
· "پروانه‌ات بودم و سوختم. شمعِ زندگی‌ام خاموش شد، اما نورِ تو در خاطره‌ها جاویدان است."
· "همسفر عزیزم، در ایستگاه آخر، برایت بلیتِ بازگشت نگه داشته‌ام."
· "بودنت تکرار ناشدنی، رفتنت باورنکردنی."

۱. (نگاه عاشقانه به مرگ به عنوان قرار ملاقات)

قرارمان اینجا بود،
زیر این آسمانِ همیشگی.
من آمدم، زودتر از وقت.
تو دیر نکن،
که بی تو
حتی بهار هم دیر می‌آید.

۲. (بیان ساده و فلسفی)

تو رفتی
و من فهمیدم
که مرگ
فاصله‌ی درازِ میانِ دو دیدار است.
من
در ایستگاهِ «امروز»
و تو
در ایستگاهِ «همیشه».

۳. (بیان به زبان مکالمه)

پرسیدی: «اگر یک روز نباشم چه؟»
گفتم: «به هر کوچه که می‌روم، صدا می‌زنمت.»
حالا تمامِ شهر
آکوست
از صدایِ ناامیدِ من...

---

دسته‌ی ششم: شعرهایی با تم طبیعت و فصل‌ها (نماد تداوم عشق)

۱. (با استعاره‌ی درخت)

تو ریشه‌ی صبورِ این درختِ تنهایی.
من، برگ‌های بی‌قرارم
که هر پاییز می‌ریزند
و هر بهار،
برای رویش دوباره
به تو می‌اندیشند.

۲. (با استعاره‌ی رود و دریا)

تو رودِ آرامِ زندگی‌ام بودی
که به دریا پیوستی.
من کناره‌ام،
و تا ابد
شنیدنِ آوازِ تو را
در طنینِ موج‌ها
تمرین می‌کنم.

*۳. از **هوشنگ ابتهاج (سایه)*:

تو را من چشم در راهم / شباهنگام
که می گیرند در شاخِ تلاجن / سایه‌ها رنگِ سیاهی
وزان دل‌خستگانت را / ستوه آید سرِ شبگاهی
(این شعر، نمادِ اعلای انتظار و عشق بی‌پایان است.)

---

دسته‌ی هفتم: شعرهای کوتاهِ حکیمانه و ستایشگر

۱. (ستایش از خوبی‌ها)

تو از جنسِ مهربانیِ مطلق بودی.
دنیا ظرفیتِ تو را نداشت.
خداوند تو را پس گرفت
تا تعریفِ «فرشته» را
در آسمان‌ها تکمیل کند.

۲. (اعتراف به تک‌بودنش)

عمری گذشت و فهمیدم
که عشقِ حقیقی
فقط یک بار می‌آید،
یک بار می‌ماند
و یک بار
برای همیشه می‌رود.
آن یک بار، تو بودی.

---

دسته‌ی هشتم: شعرهای کوچه‌باغی و صمیمی

۱. (حسِ یک زن)

چراغِ خانه روشن، صاحب‌خانه رفت.
درها همه باز، میزِ غذا چیده،
اما مهمانِ زندگی
دیگر نخواهد آمد.
من و سایه‌ام
چشم‌به‌راهیم.

۲. (حسِ یک مرد)

قفسی از خاطره ساختیم، پر از آواز.
تو پریدی و رفت.
قفس هنوز آواز می‌دهد
با صدای تو.

---

نکته‌ی طلایی و پایانی: شخصی‌سازی شعر

گاهی زیباترین شعر، همان خاطره‌ای است که به شعر می‌ماند. می‌توانید با ترکیب یک خاطره‌ی کوچک و یک بیت، شعری منحصربه‌فرد خلق کنید:

· مثال: اگر اهل سفر بودید:

«همسفرِ تمامِ نقشه‌های رویایی،
این‌بار تو پیش رفتی.
مقصد را خوب به خاطر بسپار،
که من دیر یا زود،
با قطارِ عشق خواهم آمد.»

· مثال: اگر عاشق کتاب بودید:

«عشقِ من،
تو زیباترین فصلِ کتابِ زندگی‌ام بودی.
ورق خوردی و رفتی.
اما داستان تمام نشده؛
ادامه در بهشت، صفحه‌ی بی‌پایان.»



 

مدیریت : قاسمی

تلفن فروشگاه : 02155214369

مدیریت : 09123493318

مسئول فروش : 09127575700

واتساپ : 09127575700

تلگرام : 09127575700

اینستاگرام : sang-homa

ایمیل : این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

نشانی کارگاه و نمایشگاه : تهران-جاده قدیم قم-بعد از درب جدید بهشت زهرا-جنب مسجد حضرت ابوالفضل